دو باور بسیار خطرناک برای مدیران، که جلوی هر پیشرفتی را از آن ها می گیرد!!!

Rate this item
(5 votes)

 

ما انسان ها در هر جایگاه مالی، اجتماعی، اعتباری و... که قرار داریم، حاصل باورهایی که در طی زمان و از بدو تولد در ذهن ما شکل گرفته اند هستیم.

اهمیت آشنایی با مکانیزم باورها و نحوه شکل گیری آن ها در ذهن ما به قدری مهم است که توصیه می کنم اگر در این زمینه اطلاعات کافی ندارید، همین حالا، حتی قبل از خواندن این مقاله برای آشنایی با آن اقدام کنید.
به جرات باید عرض کنم که نتایج ما مستقیما به کیفیت باورهای ما نسبت به مسائل مختلف بستگی دارد. اینکه ما به پول، خانواده، مشتری، تفریح، خوشبختی، آرامش و هر موضوع دیگری چطور نگاه می کنیم، بسته به این دارد که در گذشته چه تجربیاتی، چه باوری را نسبت به موارد ذکر شده در ذهن ما پرورش داده است.

کودکی که توسط مادر، از تاریکی ترسانده می شود تا بخوابد؛ می تواند این ترس را تا آخر عمر با خود داشته باشد. اگر ما باور داریم پول زیاد موجبات فساد را فراهم می کند، هرگز نمی توانیم ثروتمند باشیم. حتی اگر پولی به طور اتفاقی وارد زندگی ما شود، ذهن ناخودآگاه ما راهی برای از دست دادن آن پیدا خواهد کرد.

یادمان باشد که باور ها تحت کنترل ضمیر ناخودآگاه عمل می کنند و ما هرگز نمی توانیم به صورت ارادی جلوی اجرا شدن مکانیزم آن ها را بگیریم.

اما دو باور خطرناک که معمولا مدیران کسب و کار را محدود و جلوی رشد بیشتر آن ها را می گیرد کدام هستند؟

1) در شرایط فعلی کشور نمی شه کار کرد. (دستور توقف به مغز)

این باور غلط به قدری قدرتمند است که می تواند آینده یک کسب و کار را به مرز نابودی و انهدام بکشاند. یک خود زنی تمام عیار و یک ترمز بسیار قوی برای جلوگیری از رسیدن به موفقیت.

این در حالیست که دنیا روز به روز در حال رشد و توسعه و فراهم کردن امکانات موفقیت برای انسان هاست. این روزها با یک گوشی موبایل می شود تجارت کرد، کسب و کار داشت، مشتریان را پاسخگو بود و ... . اگر واقع بین باشیم، شرایط برای کسب درآمد نسبت به 10 یا 20 سال گذشته خیلی خیلی بهتر شده است. انحصارها کم رنگ تر و فضا بسیار گسترده تر شده است.

2) فعلا صبر می کنم تا شرایط بهتر بشه و بعد شروع کنم!!!

دومین باور خطرناک، صبر کردن برای بهتر شدن اوضاع هست. قطار پیشرفت و موفقیت سوت خود را به صدا درآورده و در حال حرکت است. اگر چه شاید این قطار بدنه زنگ زده و نامرتبی داشته باشد، اما تنها وسیله ایست که شما را زودتر از هر قطار دیگری به مقصد می رساند. می توانید صبر کنید و سوار نشوید. می توانید منتظر یک قطار لوکس باقی بمانید با خدمه و سرویس دهی عالی. اما هیچ تضمینی برای رسیدن چنین قطاری وجود ندارد. حتی اگر باشد، زمان زیادی را از دست خواهید داد.

به شخصه افراد زیادی را می شناسم که در ایستگاه راه آهن زندگی، سال هاست منتظر رسیدن فرصت های طلایی هستند. در حالی که فرصت طلایی چیزی جز اقدام و اقدام و اقدام نیست. آرامش متوقف بودن را هرگز به چالش های حرکت و اقدام ترجیح ندهید. زیرا در حرکت تجربه، درس و رشد اتفاق می افتد و در انتظار، هیچ خبری نیست.

ما زنده از آنیم که آرام نگیریم            موجیم که آسودگی ما عدم ماست

شاد و تندرست باشید
مهدی معمارنژاد

Read 264 times